صوت عال.امرأۀ غیر معروفۀ الموقع..تردد ولولات صادحۀ.توزع الرجال بثیاب متنوعۀ.بعضها رثۀ.فی جهات عدۀ.بعضهم یضع یده فی منتصف بدنه مصغیا بترکیز دیک عربی عیناه فی السحاب، آخرون تحلقوا متعجبین من الموضوع!، ساد هدوء تام.قطع جمع القوم طفل معفر بالتراب یهرول ناظرا خلفه.أشار نحو بیتها: الساحرۀ تلاحقنی إذ بامرأۀ یهرول بدنها وثنایا صدرها ممسکۀ نصف الرداء بینما انفکت ربطته من المنتصف بلون بنفسجی مقلم، صرخت: شدوه. شدوه.. أمسکوه.
- حکایۀ صدی
- التعليقات